تموم حرف های من

 

قسمت آدمها با هم خیلی فرق داره

یکی قسمتش این بود که به هیچی نرسه

یکی هم چیزی می خواست که بهش رسیده

قسمت یعنی چیزی که باید بشه

قسمت سهم تو از زندگی

قسمت یعنی بی خیال خواسته هات بشی

قسمت اینه که خدا کاری کرده که خودش صبرت میده

قسمت یعنی تنها هدیه روزگار به تو

قسمت یعنی به چیزی نرسی و بگی((قسمت نبود))

قسمت سهم تواز چیزی که میخواستی

اگه قسمت نبود چرا خدا به همه قد خودش سهم داده

قسمت یعنی تصمیم رفتن رو گرفتن

قسمت یعنی دلت واسش تنگه

قسمت این بود

 

+ تاريخ شنبه ۳٠ بهمن ۱۳۸٩ساعت ٦:٠٤ ‎ب.ظ نويسنده خودم نظرات ()

 

سلامی با اشک و آه تقدیم به بهترینم،بهترینی که تموم امید منه،امیدی که همیشه باورش دارم،همیشه ای که عزابم شده،عزابی که به خاطر درد دوریه،دوری که تا ابد پیش منه،منی که به یادت هستم،یادی که فراموشم نمیشه،فراموشی که از خاطر تو من شدم،توای که همه دار وندار منی،دار وندار ی که به خاطر تو از دست دادم،دستی که نبودن دستای تو رو احساس می کرد،احساسی که لبریز از آتش عشقه......

در تمام عمرم از تو مهربان تر ندیدم

صدایی از صدای تو خوش تر نشنیدم

در روزهای بی کسیم به فکر تو هستم شاید دستامو بگیری

هر جای دنیا که باشی هیچ وقت از یادم نمیری

اگر که پیشم بمونی قدر چشماتو می دونم

اگه هنوز منو بخوای بازم پیشت می مونم

 

+ تاريخ شنبه ۳٠ بهمن ۱۳۸٩ساعت ٢:۱٤ ‎ب.ظ نويسنده خودم نظرات ()

 

دل تنگ شدم کسی ندید

کسی صدامو نشنید

کسی دلش به حال من نسوخت

عشقم به گریه هام خندید

کسی کنار من ننشست

غصه دل منو شکست

رفتن همه تنها شدم

هیچ کس به من دل نبست

کسی اسم منو نبرد

حتی خدا منو از یادش برد

کسی برام غصه نخورد

خدا منو به حال خودم سپرد

داره بارون می باره

دلم هواتو داره

هر وقت که بیای عزیزم

دلم واست جا داره

 

هر شب وقتی تنها میشم چشمای تو یادم میاد

گریه نکن عزیز من گریه به چشمات نمیاد

چشمای من تا ابد خیره به راهت می مونه

وقتی منو نگاه می کنی چشمات منو می سوزونه

منو ببخش اگه بازم بی تو حروم شدم

با اون نگاه اولت بعد عمری آروم شدم

حیف اون روزایی که بی تو بسر می شد

وقت ندیدن تو عمرمن حدر می شد

سهم من از این عشقمون فقط ندیدن تو بود

دست بی رحم دیگرون تو رو ازم ربود

گفتم با اومدنم این دم آخری لحظه هاتو تلخ نکنم

خورشید تو آسمون کشتم تا خودم به جاش غروب کنم 

 

+ تاريخ شنبه ۳٠ بهمن ۱۳۸٩ساعت ٢:۱٢ ‎ب.ظ نويسنده خودم نظرات ()

مسافر

مسافر یعنی کسی که یه راه پیش رو داره

راه یعنی این که آخرش یا میرسم یا نمیرسم

آخرش یعنی این که یکی رو که دوسش دارم بیخیال بشم

یکی که تموم زندگیه

همون زندگی که هم از دست دادم هم به دست آوردم

همون دستی که دستاشو کم داره

دستایی که یه روز اشکامو پاک میکرد

روزی که دیگه تکرار نمیشه

تکراری که هر کاری میکنم دیگه تکرار نمیشه

+ تاريخ شنبه ۳٠ بهمن ۱۳۸٩ساعت ٢:۱٠ ‎ب.ظ نويسنده خودم نظرات ()