تموم حرف های من

لحظه ها در حال گذرن

بی تو بازم با خیالت میخوابم

هر دم فکرتم ولی فکر جواب رد نبودم

همیشه تو خیالم با تو بودم ،فکر جوابتم بودم ولی نه این که بی دلیل بگی ...

میدونم داری حرفامو میخونی شاید بدت بیاد ولی من هنوز منتظر زنگتم

اگه تو یکی دیگرو دوست داری اونم تورو میخواد ،دوست دارید که باهم باشید

من کسی نیستم شما خوشبخت بشید

به خدا خندت آرزوی منه برو باهاش خوش باش

فکر منم نباش من به دل کندن عادت دارم وخوب یاد گرفتم دلمو به نداشتن عدادت بدم

دفعه اولم نیست که از یکی که دوسش دارم به این سادگی بی محلی بینم

من مزاحمم بهتره نباشم شما با عشقت خوش باش

فقط خواهش ازت دارم طوری رفتار کن که انگار چیزی بین ما نبوده

خداحافظ سپردمت دست عشقت ای معشوق زیبای من

خداحافظ 

+ تاريخ جمعه ٢٤ تیر ۱۳٩٠ساعت ۱٠:۳٠ ‎ب.ظ نويسنده خودم نظرات ()

سکوتی که معنیش میشه حرف آخر

نگاهی که معنای انتظار داره

دستایی که میگن تنهام

اشکایی که صدای لحظه هارو بلند تر میکنند

کسی که وجودش رو به معنی بودن ازم گرفته

تموم بی تفاوتی ها که میگن یکی دیگه براش عزیزه

آرایشی که برای فهموندن این که خوشگلیش واسه من نیست

اما منی که هنوز تو معنای دوست داشتن خودم بی تکلیفم

فقط یه چیز میدونم اونم این که باید بهش بگم دوسش دارم

هرچی که بشه

برام دعا کنین میخوام بهش بگم که دوسش دارم

 

+ تاريخ پنجشنبه ۱٦ تیر ۱۳٩٠ساعت ٦:۳٦ ‎ب.ظ نويسنده خودم نظرات ()

به یاد تو باز نشستم نامه ای نوشتم تا که فکر نکنی بی معرفتم

میدونی بی تو سخته زندگی یکم حوصله کن ،خدا داره میبینه

یادت میاد وقتی رفتی پشت سرت دست تکون دادم و بی تفاوت گفتی خداحافظ

ولی خبر نداری بعد رفتنت چقدر داد زدم خدا خدا

نمیدونی وقتی رفتی چه اشکی ریختم واسه این که فرصت ندادی بهت بگم خاطر خاتم

دیگه چیزی نمونده به خاطرش گریه نکنم

حتی وقتی به دیواری که تکیه کرده بودی نگاه میکنم گریم میگیره

حتی روزی که رفتی رو تو دفتر خاطاتم نوشتم اون روز همه چی تموم شده بود

تو خلوتها و تنهایی هام فکرت هست که برام دلش بسوزه زود تموم میشه

یادته نگات میکردم ،وقتی نگام کردی سرمو انداختم پایین تا نگی بی حیاست

میدونی نیستی چی میکشم؟؟؟

یکی هم نیست که بهت بگه بابا یکی داره برات میمیره یکم به فکرش باش

+ تاريخ پنجشنبه ٩ تیر ۱۳٩٠ساعت ٩:٤٧ ‎ب.ظ نويسنده خودم نظرات ()