تموم حرف های من

میخوام بگم از صداقت و فکر خوب

از موندن پای عشق و دیدن خیانت دوست

از کسی که یه عمر باهاش بودم ولی حتی یه روز برام نبود

از شب گریه هاو داستان های عاشقانه ای که هر شب برای خودم تکرار میکردم

دوست دارم بگم از احساسی که وقت دیدنش پیدا میکردم و میخواستم همیشه بامن باشه

عشق اول رو هیچ وقت نمیشه فراموش کرد ولی من اون حسو دیگه به کسی که دوسش دارم ندارم

بزار بگم از لحظه ای که چشمام افتاد تو چشماش و زبونم بند اومد و گلوم گرفته شد و با لرزش صدام بهش گفتم سلام

ای کاش اون لحظه دوباره تکرار میشد و من بازم چشماشو میدیدم

ای کاش مثل بچه گیهامون سر بازی بازم دستامو میگرفت

یادم میاد روزای اول ای کاش خجالت نمیکشیدم و بهش زودتر میگفتم دوسش دارم تا مثل الان دیر نشه

 

+ تاريخ چهارشنبه ۱٢ امرداد ۱۳٩٠ساعت ٩:٥٧ ‎ق.ظ نويسنده خودم نظرات ()

وشاید رحمی از دل کسی که دوستش دارم

شاید هم گذر عمری که درحال تموم شدنه

اما تو دلیل گریه های من تویی که  هر وقت بهت فکر کردم بارون گرفت

صداتو بلند کن بگو که دوستم داری نذار هم خودت هم من تو سکوت بیجای تو عذاب بکشیم

جوابت قطعی نیست خودتم بهتر میدونی تو هم منو دوست داری فقط روت نمیشه

فدای اون نگاهت ،فدای اون حیات اون خجالت کشیدنت که هنوزم تو حسرتشم

آره تو حسرت اینم که بازم مثل بچگی هامون بشیم هم بازی دوباره یارم هم باشیم

فکر نکنی بی حیام فکر نکنی سبک سرم نه فقط دلم تنگه

خبر نداری دارم میسوزم وقتی به من میگی نامحرم  

نفرین به کسی که مارو نامحرم حساب کرد

منتظر جوابت هستم منو بی خبر نذاری

میدونم به وبم میای و میخونی همه حرفامو کار سختی نیست فقط یه زنگ و یه بله

+ تاريخ شنبه ۱ امرداد ۱۳٩٠ساعت ٢:٤٥ ‎ب.ظ نويسنده خودم نظرات ()