تموم حرف های من

+ تاريخ یکشنبه ٢۸ شهریور ۱۳٩٥ساعت ٧:۱٥ ‎ق.ظ نويسنده خودم نظرات ()

حالم حال قدیماس

حال روزایی که به خودم میفهموندم که نباید عاشق شد

ولی در عین حال بیشتر دوسش داشتم

حال عجیبی بود نه میتونستم دوسش داشته باشم نه فکرشو نکنم

بعد مدتها فکرش از سرم رفت و بی خیالش شدم

اما این دیدار آخر دوباره فکرشو انداخت به سرم

اما باز به خودم میفهمونم که دیگه دوسش نداشته باش

دیگه بهش توجه نکن 

فکرشو نکن که اون دوباره مثل قبلنا باشه 

بی خیال

+ تاريخ یکشنبه ٢۱ شهریور ۱۳٩٥ساعت ۸:٢٥ ‎ق.ظ نويسنده خودم نظرات ()

بعضی وقتا حالت انقدر داغونه که جز اون کسی که دوسش داری نمیتونه آرومت کنه

من یک پسرم نمیدونم دخترا وقتی دلشون میشکنه چه رفتاری میکنن

اما خودم وقتی دلم میشکنه دیگه حرف نمیزنم

از اومدن و رفتن کسی خوشحال نمیشم

فکر هیچی رو نمیکنم جز اونی که دلمو شکسته 

وقتی سر کارم حوصله ندارم رد میکنم 

دیگه آهنگ گوش نمیدم چه شاد چه غمگین

دیگه کوچه هارو دور نمیزنم

وقتی دوستامو میبینم باهاشون گرم نمیگیرم

داد نمیزنم

گاز نمیدم

همش تو اتاقمم گوشیرو چک میکنم 

همه چیرو میندازم دور چیزایی که خاطره ها مو به یادم میاره

پاک میکنم عکسامو آهنگارو فیلمارو همه چی رو پاک میکنم که دیگه نبینمش

این وسط مادرم همش نگام میکنه یواشکی خودمو کنار میزنم گریه میکنم

 

+ تاريخ پنجشنبه ۱۱ شهریور ۱۳٩٥ساعت ٧:۱٠ ‎ق.ظ نويسنده خودم نظرات ()