تموم حرف های من

مسافرم باید برم

دوهفته دیگه میرم خدمت سربازی

تک تک روزارو میشمرم

کسی که میره خدمت با یک مرده هیچ فرقی نداره

صب تا شب تو پادگانه

موی درست حسابی برای شونه کردن نداره

پولی تو جیبش نیست

قبل خدمت خیلی خواسته ها داره که بعد خدمت از خیلیاش دل میکنه

بعد خدمت میاد میبینه عشقش رفته با یکی دیگه

تا بیاد خودشو پیدا کنه میبینه شده 30 سالش

این دوسال خدمت یعنی مرگ

بدبختیم دیگه مفتی باید بریم دوسال از تموم کارو زندگیمون به خاطر یک قانون مسخره بمونیم

به خدا الان یه عشقی دارم به زندگی، مثل کسی که قراره دوهفته دیگه اعدام بشه

نمیدونم بعد خدمت چی میشم

خیلی دوست داشتم حداقل قبل خدمت به کسی که دوسش دارم میرسیدم

ولی نشد

این نشدن ها گناه من نیست به خاطر قانون گذاری بعضی بی مصرفاس

ولی دیپلم گرفتم

گواهی نامه گرفتم

سیگارو ترک کردم

یه عالمه دوست و رفیق دارم که خوشحالم ازم یادی میکنن

پدر مادرم بالا سرم هستن

حالا چه بد چه خوب باید این دو سالو بریم

عوضش تو خدمت کلی دوست و رفیق پیدا میکنم

کلی دلخوشی هست

ولی بی خودی دوسال از زندگی میافتیم

اما 

از یکی میخوام که منتظرم بمونه

فقط همین

+ تاريخ دوشنبه ٦ شهریور ۱۳٩۱ساعت ۱٢:۱٤ ‎ق.ظ نويسنده خودم نظرات ()