تموم حرف های من

دوباره برگشتم

دوباره آپای بی خودی

ولی دیگه از غم نمیگم

چون مطمئنم اونم عاشق منه

ولی خسته ام 

خسته تر از قبل

خسته از قدم های اجباری

نه قهرمان پادگانم نه کسی رو به عنوان قهرمان قبول دارم

باهمه رفیقم جز اونایی که پی منو میزنن

ودر عین حال دشمنم زیاد دارم

بی خیال 

حالا هرکی از دوستان قدیم و جدید اومد نظر بده یا این که اس بده

میخوام دوباره شروع کنم

+ تاريخ چهارشنبه ٢۸ فروردین ۱۳٩٢ساعت ٥:٤۱ ‎ب.ظ نويسنده خودم نظرات ()