تموم حرف های من

بسوزد پدر عشق که سوخت جگرم

دوست دخترم مادر شد من هنوز پسرم

 

چقدر نیستی حوصله ات از این همه نبودن سر نمیرود؟؟؟؟

 

اجازه خدا؟

میشه ورقمو بدم؟؟؟

میدونم وقت تموم نشده ولی خسته شدم....

 

هیس آرامتر!!!!

عشقم در آغوش کسی خوابیده است...

 

میبینی بزرگترین آرزوی من چه کم حرفه؟؟؟.....تو!

 

سکوت میکنم به احترام تمام حرفهایی که در دلم مرد...

 

می گفت پای رفتن ندارم! راست میگفت با سر رفت...

 

 

+ تاريخ چهارشنبه ٢۸ فروردین ۱۳٩٢ساعت ۸:٤۸ ‎ب.ظ نويسنده خودم نظرات ()