تموم حرف های من

 

کی میشه بارون بباره؟

امروز ازصبح داره بارون میباره نمیدونم آسمون دلش گرفته یا این که دوتا عاشق به هم رسیدن؟

یادمه وقتی اونی که میخواستم بهم جواب رد داد بارون گرفت

 من گفتم دروغه حتما دوستم داره اما رفیقم گفت آسمونم به حال تو گریه کرد.

اون روز سومین روزی بودتو زندگیم که حالم گرفته شد و گریه گردم.

همین روزا بود که بهم خبر رسید داره میاد نزدیک عید بود.

لحظه تحویل سال دعا کردم که اگه اون مال منه زنده بمونم ولی اگه واسم نیست بمیرم و نباشم که خنده های اونو با یکی دیگه ببینم.

چند روزی بیشتر به عید نمونده .

چرا وقتی دلم براش تنگ میشه بارون میگیره؟

اون که یه عمر میگفت جزمن کسی رو نداشت رفت وپشت سرشم نگاه نکرد.

خودش بهم گفت هزار نفرو داره که دوسش داشته باشن.

بچه که بودیم صاف و یکرنگ بود.

وقتی میومدن انقدر بازی میکردیم که وقتی میخوابیدیم صبح به زور بیدارمون میردن.

احساسی نسبت بهش نداشتم ولی وقتی آروم نگاش کردم دید.

همین نگاش بود که دیونم کرد و گفتم به درک اون یکی یار نشد این واسه  خودمه.

خدا چرا انقدر فاصلس بین ما ؟

چرا وقتی میخوام بهش بگم دوسش دارم ازم فرار میکنه؟

شاید من در مقابل اون هزار نفری که میگه واقعا چیزی نیستم.

خدا ازت میخوام اگه یکی بیشتر از من دوسش داره واین هم بهش علاقه داره منو ببر تا اونا خوشبخت بشن.

اگه اون بی من میتونه خوشبخت بشه باشه حرفی ندارم ازش گذشتم.

تا امروز که زنده ام فقط به خاطر اون بود.

خدا بهترین رفیقامو ازم گرفت،اونی که میخواستم منو نخواست،همه تنهام گذاشتن،بیخیال من شدن...

ولی هنوزم دوسش دارم 

 

+ تاريخ سه‌شنبه ۱٧ اسفند ۱۳۸٩ساعت ٥:٥٩ ‎ب.ظ نويسنده خودم نظرات ()