تموم حرف های من

 

غرب نگاهم را تقدیمت میکنم تا در آن عاشق شوی  به دلی  وابسته شوی که قدر چشماتوهرلحظه بدونه.

چشمامو  به راحت میدوزم تا روزی بیای .

حرف هامو را به گوشت میگم تا غریبه ها واست تکرارشون نکنن.

دلی که شکستی را برایت خالی کردم تا تو در آن راحت باشی.

گل من یادته هروقت دلت میگرفت گریه میکردی ؟حالا سرت چی آوردن که دلت ازسنگ شده؟

بیا دوباره از دست داده هایمان را به دست بیاریم.

کجا رفت اون نگاهی که من همیشه براش میمردم؟کجا رفت اون خنده ها که دلمو بهشون سپردم؟

تنهایی رو واسم معنی کردن به معنی بی کسی ولی سرم اومد دیدم اشتباهه .تنهایی یعنی همه باهات باشن ولی وقتی محتاجشونی ولت کنن.

میرم زیر بارون تا که یکم نفس بکشم.

گل من چیزی بگو حرفی بزن تادلت ازغصه خالی شه.

یاس تو باغچه ها هیچوقت خشک نمیشه چون تو دستای توهستش.

نامتو خوندم چه جملاتی زیبا که وقتی خوندم گریم گرفت بازم برام بنویس.

چرا خدا تو قسمت من عمر تو غربت  نوشت؟

نیستی ببینی که هواتوکردم وجز اشکام هدیه ای ندارم که بهت بدم.

بهار داره میاد ولی تو نیستی...


 

+ تاريخ پنجشنبه ۱٩ اسفند ۱۳۸٩ساعت ٦:٠۱ ‎ب.ظ نويسنده خودم نظرات ()