تموم حرف های من

 

خوب میدونی باتو بودم همیشه ،یادم نمیاد یه روزو شب کرده باشم و به فکر تو نباشم.

یادته گفتم یه حسی نسبت به تو دارم

میدونستی دوستت دارم پس چرا به روت نیاوردی؟

گفتی عاشقا نمیمیرند مگر تو تنهایی

چی شد ؟ تازه اولش بود جا زدی ،خودت گفتی میخوام همه از عشقمون باخبر بشن

میخواستی همه بدونن که همدیگرو چقدر دوست داریم

گفتی باید عشق و عاشقی رو از ما یاد بگیرن

گفتی بیخیال هرچی مزاحمه من میخوام با تو باشم

همش لاف بود و دروغ و باد هوا

بسه دیگه عشق و عاشقی

نامردی میکنم در حق همه نامردا که نامردی کردن در حق من

هرکی به من دل ببنده نابودش میکنم ،انقدر زجرش میدم که بره خودشو بکشه

به هرکی از راه اومد دل نمیبندم

اگه یکی عاشقم شد بهش فقط دروغ میگم

وقتی که نیست میرم با یکی دیگه .بهش خیانت میکنم

انقدر چشم انتظارش میزارم تا دق کنه بمیره

وقتی که برام گریه میکنه بهش پشت میکنم و یواشکی میخندم

وقتی دیدمش اصلا نگاش نمیکنم تا حسرت نگاه منو بخوره

جلوش با کسی رفاقت میکنم که که اصلا آدم نیست

وقتی بشینه کنارم هی بهونه میارم تا دکش کنم برم به اون یکی برسم

جوری که سرم اومد فقط بدی میکنم به کسی هم رحم نمیکنم چون به من رحم نکردن

 

 

 

+ تاريخ چهارشنبه ۱٠ فروردین ۱۳٩٠ساعت ٩:٤٦ ‎ب.ظ نويسنده خودم نظرات ()