تموم حرف های من

 

سر دوراهی کدوم راه موندی که رسیدنت محاله؟؟

باز به خیال چه کسی اسیری که شبا خواب نداری؟؟

بازم چه فکری داری که چشمات منو نگاه نمیکنه؟؟

باز به فکر کی تنها نشستی ؟؟

چرا دوباره چشمات ترسیدن که این همه نگرانی؟؟

به خیال خودت عاشق شدی و فکر میکنی دیگه آخرشه ولی خداییش من اولیش نبودم؟؟؟

دوباره میخوای کدوم بدبختو تیغ بزنی و آخرش بگی قسمت نبود.

باز میخوای با کی شراب عشق بنوشی و از مستی بالا بیاری؟؟

ولی خداییش چند بار سرم اومد و چیزی نگفتم.

باز میخوای با کدوم غریبه بری و خبرت دوباره داغونم کنه؟؟؟

بگو براش چی کادو میدی و تو کدوم کوچه خلوت قرار میذاری؟؟

چرا دوباره میخوای یکی باشه که سر کارش بذاری؟؟

ولی بازم میخوام ببینمت و از ته دل ببوسمت.

 

 

 

+ تاريخ جمعه ۱٦ اردیبهشت ۱۳٩٠ساعت ٩:٢٥ ‎ب.ظ نويسنده خودم نظرات ()