تموم حرف های من

دیگه تموم شد همه چی

دیگه دعا واسه دیدنش بهم کمک نمیکنه

دیگه گریه و التماس بهم کمک نمیکنه

دیگه شبا بیدار موندن و ساعت ها تو خیالم باهاش حرف زدن بهم کمک نمیکنه

دیگه دقیقه هارو واسه دیدنش شمردن بهم کمک نمیکنه

دیگه دلداری دوست و آشنا که غصه نخور یه روز برمیگرده بهم کمک نمیکنه

خدا این همه التماست کردم خدا حتی اگه منو ببینی بهم کمک نمیکنه

اون دیگه رفته حتی برگشتنش بهم کمک نمیکنه

یواشکی نگاه کردنش آروم اسمشو گفتن بهم کمک نمیکنه

واسه اون هدیه خریدن نامه نوشتن ساعت ها منتظرش شدن بهم کمک نمیکنه

عطر لباسش دست خط نامه هاش بهم کمک نمیکنه

حتی دیگه اومدنش بهم کمک نمیکنه 

 


اونی که تو رو به من داد داره تورو ازم میگیره

منم هیچی  نمیگم بزار عشقم تو دلم بمیره

یه روزی تو چشمای تو نگاه کردم

اما الان رفتی و رفتی واسه نگاه کردن خیلی دیره

دیگه آخر خطه دیگه رفتنی هستم

منو ببخش اگه به پای تو نشستم

توی چشمام نگاه کن وقتی دارم جون میکنم

وقتی رفتم و دیگه همه درارو بستم

خداحافظ اشکام نمیزاره ازت آسون بگزرم

درسته دیگه نمیمونم ولی تورو از یاد نمیبرم

اینجا چقدر سرد و تاریکه چقدر دلم تنگه

میدونی لحظه جدایی مون واسم خیلی قشنگه

گریه نمی کنم بهتره هرچه از این جا برم

غصه نخور من عادت کردم بزنن تو سرم

گریه هاتو دیدم واسه رقیبم گل من گریه نکن

نترس اون مال تو حتی یه لحظه شک نکن

به چی من دل میبستی به من آواره

باورم نمیشه میگن دیگه دوستم نداره

میدونم کم بودم لیاقت تو رو نداشتم

ولی بدون 3سال عمرمو به پات گذاشتم

زدم به بی خیالی هیچ حرفی از حرفام نگفتم

نمیدونم چرا باید تو عروسیا باید به یاد تو بیفتم

شب عروسی بود گریتو دیدم

همون موقع بود که ازت چشم بریدم

یه چند کلمه هم هدیه ی من به رقیبم

همون که من با اون یه عمر غر یبم

دستشو بگیر خدا هم کمکت باشه

عشقمو ازم گرفتی مبارکت باشه

+ تاريخ شنبه ٥ آذر ۱۳٩٠ساعت ٧:٥٤ ‎ب.ظ نويسنده خودم نظرات ()