تموم حرف های من

سلام خدا

روتو بر نگردون

قبول دارم خیلی خوب نبودم

ولی تو که خوبی

این بار نمیخوام گله کنم یا که باهات بلند حرف بزنم

این دفه اومدم یکم درد دل کنم

بهت بگم سرم چی اومد

بگم؟؟؟

بگم چطور کم آوردم؟؟

نه از این بگم که کسی کنارم نیست

منظورم از کسی از دوست بگیر تا ...

تا هرکی که اسمش آدمه

اصلا بزار از دوبار خاطرخواهی بگم

اولیش که ...

ای کم نبود

بچگیم حروم شد

راستی یه چیزی شنیدم

میگن ازدواج کرد

نه فکر نکنی حسودی میکنم

خوب مبارک باشه

ولی ... ولی فکر اینم که اون ازدواج کرد رفت

اما من هنوز تو حسرت روزای نداشته ی بچگی

ای بابا!

اما دومیش

 دومیش که اصلا منو جدی نگرفت

گفتم با این دیگه خودمو پیدا میکنم

 خوب میشم

سربه را میشم

اما طوری منو جا گذاشت که...

که الان تو خیال گم شده ی خودم

به قدری تنهام که دیده نمیشم

بزار بگم از رفیق از دوست

از کسایی که نمیدونم چرا؟؟

ولی خوب ضربه ای به من زدنند

اصلا بی خیال

ازت میخوام کار منو روبه راه کنی

منم میخوام مثل بقیه ازم تعریف کنن

خوب میخوام یکم دلم خوش باشه یکی بهم افتخار میکنه

از این که هستم خسته شدم

دوست دارم دیده بشم

خدا این که هستم خواست تو بوده

ناشکری نمیکنم هرچی تو بخوای

شکرت 

 

+ تاريخ جمعه ٢۱ بهمن ۱۳٩٠ساعت ۱٠:۳٦ ‎ق.ظ نويسنده خودم نظرات ()