تموم حرف های من

هیچ کس ارزش دوست داشتن ندارد

هیچ دلی اونقدر جا نداره که توش جا بشی باید خودتو کوچک کنی

کسی مهربونه که کاری به کارت نداشته باشه نه اون که وسط راه تنهات بزاره

ای خدا تنهام

تولدم شد اما ...

اما ای کاش امروز سالگرد مردنم بود

دیگه به آخر رسیدم

از این همه دروغ خسته شدم

چرا من ساده ام

همیشه اونی که سره کاره منم

یعنی میشه منم واسه یک ساعت احساس کنم خوشبختم

خدا کاری کردی که تنها آرزوم شده مرگ

ای خدا به این آرزوم مطمئنم میرسم

ولی زود باش

گناهم داره سنگین تر میشه

تو این روز من به دنیا اومدم یه روزم میگن تو این روز فلانی رفت

ولی من که نیستم که بخوام برم

حالم خوش نیست

دیگه بستمه

بستمه

+ تاريخ دوشنبه ۸ اسفند ۱۳٩٠ساعت ۱٠:٤٦ ‎ب.ظ نويسنده خودم نظرات ()