تموم حرف های من

دارم تهنایی رو با تموم استخونام احساس میکنم

شکستم دست نزن به من

من همونم که آرایشتو،لباستو دید میزد

من چشمم شوره ولی تو چرا لباسات تنگه؟؟

تو میگی من نامحرمم ولی چرا جلوم میرقصی؟

تو از من خوشت نمیاد ولی چرا بهم نخ میدی؟؟؟

میگی تیپ و قیافه مهم نیست ولی چرا با دوستات به خاطر من میونت به هم خورد؟؟؟

تو میگی هدفت به من رسیدنه ولی چرا از شب اول ازدواج حرف میزنی؟؟؟

چرا صدات یه جور میشه وقتی نزدیک من میای؟؟

بگو پس چی منظورته وقتی خودتو از قصد میزنی به من ؟؟میگی اتفاق بود ولی یه بار دوبار نه دیگه ده بار

راستشو بگو حالا من بهت نظر دارم یا توبه من؟؟؟

تو کفش پاشنه بلند پات میکنی ومانتو تنگ و کوتاه میپوشی و کلی آرایش میکنی

اونوقت میگی ما دخترا قصدمون این نیست که خودمونو نشون بدیم فقط آماده بیرون میریم که فکر نکنن از پشت کوه اومدیم

جلو شوهرت به من نخ میدی

بعد اون وقت میگی عین داداشمی

خونه که خلوت شد سر صحبت و با من باز میکنی

ای بابا! میگی از رابطه جنسی قبل از ازدواج بدت میاد

اونوقت بایکی میگیرنت

حالا میفهمم چرا دخترا زود شوهر میکنن

یه روز با دوستم رفتیم بیرون

ماشین دوستم پرشیا

کلی هم به خودمون رسیدیم

من نشستم پشت فرمون

آخه خیلی دوست داشتم پرشیا داشته باشم

هرجا رفتیم خانواده بود و ما نموندیم

خلاصه خسته شدیم و نشستیم یه جایی که چند تا خانواده کنار ما بودند

ازوقتی که از ماشین پیاده شدم آماردادن و نگاه کردن و تیکه انداختن شروع شد

آخر سر با یه دختری رفیق شدم

خیلی خوشگل بود

همون اول پرسید پرشیا مال خودته؟؟؟

فهمیدم که اون از ماشین خوشش اومده نه من

پس نتیجه میگیریم شما دخترا فقط به ظاهر اهمیت میدید نه به دل آدما

آقاپسرا فقط کافیه یه دوست پولدار داشته باشید که براتون ازرش قائل باشه و ...

اونوقت میتونید به عشقتون برسید

تو خیابون که راه میرید همه منت شمارو میکشن

هرچه قدر هم که نامرد باشید

دنبال هرچی باشید

برا خانوما مهم نیست

بلند کنید حالشو ببرید

+ تاريخ شنبه ٧ امرداد ۱۳٩۱ساعت ۱٠:٠٧ ‎ب.ظ نويسنده خودم نظرات ()