بمیرد روزگار با خاطراتش

ما دلبسته این دنیا نیستیم و از سفر بدون برگشت هیچ ترسی نداریم.

ما گناه میکنیم و آماده حکم و جزاش هم هستیم.

ما به یاد گذشته ها برای کسی که دوسش داریم دعا میکنیم و در عوض زجرمون میدن.

ما دل نبستیم به همه و منتظر نگاشون نبودیم ولی خراب رفاقت شدیم و دنیامونو گذاشتیم برای یه نامرد.

ما در برابر همه ضربه هایی که خوردیم سکوت کردیم ولی کسی به خاطر ما سکوتش رو نشکست.

ما که تو لاک خودمون بودیم مارو بد کردند و گفتند که اضافه هستید.

ما شراب نخوردیم که مستی چشمامون رو کور کنه ،ما این کارو کردیم مرگ خودمون رو نبینیم.

ما وقتی عرق خوردیم قسم هم خوردیم که به کسی دل نبندیم، صدایی رو با گوشمون آشنا نکنیم.

ما خلاف نکردیم که زندگیمونو درست کنیم ما اشتباه کردیم تا خودمونو درست کنیم.

ما زندان رفتیم  تا عذاب بیرون مارو از زندگی نندازه.

ماها زندان بودیم و حبس کشیدیم تا مزه تلخ آزادی رو بچشیم.

ما گناه بلد نبودیم و به خاطر رسیدن به کسی که دوسش داریم مارو گناه کارو مجرم شناختن.

ما به نبودن و نداشتن عادت کردیم و شکر گفتیم تا همینم از ما نگیرن.

ما چیزی نبودیم و نمیشیم فقط به خاطر این که کسی رو نداریم.

ما احترام گذاشتیم و در مقابل بیحرمتی به ما شد به خاطر این که ما ارباب نبودیم و سکوت کردیم.

ما منتظر نشستیم تا یکی مارو صدا کنه ولی زبونی برای گفتن اسم ما وجود نداشت.

ما سرمون پایین بود کاری به کار کسی نداشتیم، مردم بودن که با نگاه پر از کینشون مارو داغون کردن.

ما خدایی داشتیم ولی اونایی که ادعای خدایی بودن میکردن مارو از خدا دور کردن.

خدایی که سرنوشت مارو سیاه کرد بازم خداست ولی نارفیقی کرد مارو آواره کرد.

به قول یکی از دوستانم 

                                 بمیرد روزگار با خاطراتش

 


/ 41 نظر / 54 بازدید
نمایش نظرات قبلی
امید

سلام وبت قشنگه به منم سربزن خوشحال میشم لحظه هایت آرام... اگرم اهل تبادل لینک هستی بهم خبر بده... [گل][گل][گل]

dark man

گاه پيش مي آيد كه.. ديوار را به آغوش مي كشم لبهايم را بر سردي اش مي گذارم در سكوت، برايش قصه غصه هايم را مي گويم اشكهايم را بر روي پوســت ســـردش مي كـــشم سنگهاي حل نشده ام در او وا مي شود و ديوار چه آغوش گرمي دارد وقتي دلش برايم مي سوزد يعني، او از تو سر تر است؟

dark man

گاه پيش مي آيد كه.. ديوار را به آغوش مي كشم لبهايم را بر سردي اش مي گذارم در سكوت، برايش قصه غصه هايم را مي گويم اشكهايم را بر روي پوســت ســـردش مي كـــشم سنگهاي حل نشده ام در او وا مي شود و ديوار چه آغوش گرمي دارد وقتي دلش برايم مي سوزد يعني، او از تو سر تر است؟

امیر

سلام. چطوری ؟ منم دلم برات تنگ شده ! امتحانام تموم شده ولی بدبختیام تازه شروع شده ! بگذریم ! داداشی حالت ردیف مدیفه ؟

شیما

ممنون یاسر جان وب قشنگی داشتی ولی چرا از همه زخمی شدی؟

افسون

سلام وبلاگه زیبایی داری[گل][گل][گل][گل][گل][گل]

افسون

یه جا نوشتی تنهایی.بعضی وقتا تنهایی عالمی داره واسه خودش.اگه اون موقع خدا رو حس کنی میبینی تنها نیستی.[لبخند][گل]

افسون

سلام

افسون

سلام خوبی؟ میشه لطف کنی ایم وبلاگ و به اسم رزا علیپور لینک کنی http://rozaalipour.persianblog.ir ممنون میشم

دل شکسته

عالی