از چی بگم؟؟؟؟

هوای این شهر به قدری سرده که میلرزم

از سکوت این شبها من خیلی میترسم

هیچ احساسی نیست

هیچ دلی تنگ نیست

همه آدمها تنها شدن

چرا آدما دوتا نیستن یکین؟؟؟

انقدر تار و مه آلود شده این شهر که هیچ کس چشماش نمیبینه

دیگه حیا مرده

رفاقت ته کشیده

همه به خون هم تشنه اند

مگه این جا همه مهمون نیستیم؟؟

پس چرا مهمونا همه گشنه اند؟؟؟

چرا صاب خونه نیست؟؟؟

چرا من انقدر سوال دارم ؟؟؟

چرا سوالام بی جوابن؟؟

چرا همه چی میدونیم و بی خبریم؟؟؟

آدما چرا میرن؟؟؟؟

چرا یکی انتقام میگیره؟؟؟؟

چرا اون یکی نفسش بند میاد؟؟؟

چرا یکی نیست به سوالای من جواب بده؟؟؟

کسی هست که این حرفای منو جدی بگیره؟

کسی هم هست فکر نکنه به جواب این سوالا؟؟؟؟؟

چرا کسی خوبی بلد نیست؟؟؟؟

چرا همه بدون وداع میرن؟؟؟

چرا قبر ساخته شده؟؟؟؟

چرا راهی برای فرار نیست؟؟؟

چرا دیگران برای ما تصمیم میگیرن؟؟؟؟

مگه نمیگن اینجا آزادید هرکاری که دوست دارید بکنید؟؟

چرا نشونی از جایی نیست که بریم و به هدف برسیم؟؟؟

چرا گریه میکنیدم؟؟؟

چرا خدا حافظ شده کلام آخر؟؟؟؟

چرا خاطره ها عذابمون میدن؟؟؟

چرا همش ترانه های عاشقانه گوش میدیم؟؟؟

چرا وقتی میریم به دیدن یکی میبینیم رفته؟؟؟؟

چرا انتظار؟؟؟؟

چرا تو درد نداری میسوزیم؟؟؟؟

چرا هیچ کاری فایده نداره؟؟؟

کسی نیست به این چرا های من جواب بده؟؟؟؟

چرا همیشه آواره ها خونه نشین میشن و ما بی خونه؟؟؟

چرا کار نکرده همه خسته ایم؟؟؟

انقدر غصه داریم  ولی هیچ وقت دووم نمیاریم

چشم انتظاریم و طاقت نداریم

با درو دیوار درد دل میکنیم فکر میکنیم سبک شدیم

وقتی از یکی سوال میکنیم منتظر جواب نیستیم چون خودمون میدونیم

ولی باز بی خبریم از کاری که قراره بشه

اشتاهامون رو کردیم مانع برا رسیدن به هدف

وقتی کسی میره انتظار برگشتنش نیست ولی بازمنتظرش میمونیم

تواین شهر همه چیرو ازمون میگیرن ولی کاری از دستمون ساخته نیست

مرام کجاست؟؟؟

غیرت کو؟؟؟

جنبه نیست

مردونگی مرده

جاش خیانت اومده

همه به هم نظر دارن

همه هوس بازن

وسط راه که سهله همون اول راه میفروشنت

لحظه آخر فقط یاد همه میمونه

بی خیالی شده مد

کسی هم مورد اعتماد نیست

عشق کجاست؟؟؟

پدر مادرا میخوان جدا بشن

بچه ها بدون محبت بزرگ میشن

همون بچه ها نگاشون به زندگی مثل گرگه هاره

دستی به دست هم داده نمیشه

همه فاصله ها شومه

همه پاس کاری شدیم و آخر به جایی نرسیدیم

فرداها خراب شدن

روزا تکرارین

چرا امید ما نقش بر آب شده؟؟؟؟

چرا واسه دو ساعت خوشی همه میرن پی مواد و مستی؟؟؟

پس واسه چی ازدواج و شبش هست؟؟؟؟

واسه چی نمیشه ادامه داد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

و ملیون ها سوال بی جواب

/ 21 نظر / 17 بازدید
نمایش نظرات قبلی
پسر همیشه تنهــــــــــــــــــــــــا

حتی این پرده های توری بیهوده می کوشند پنجره های پیر را عروس کنند خسته ایم پلک های پنجره را ببند تا هیچ کس نبیند چگونه در اتمسفر این پریشانی بی آغاز و پایان هر از گاه پنجره ای را بارانی می کنم که مال من نیست ..

پسر همیشه تنهــــــــــــــــــــــــا

جز من کسی نشانی تو را نمی دانست اما وقتی که آمدم آن ها داشتند باز می گشتند ونگاه تو از دری که بر من باز کردی هنوز داشت بدرقه شان می کرد جز من کسی نشانی تو را نمی دانست اما وقتی که می رفتم آن ها داشتند می آمدند و نگاه تو از دری که بر من می بستی به پیشوازشان می رفت جز من کسی نشانی تو را نمی دانست اما درست آمده بودند آن ها درست می آیند باید آمد و رفت رفت .. جز من کسی دوبار اشتباه نمی کند جز من کسی هزار بار اشتباه نمی کند جز من کسی نشانی تو را نمی داند نشانی تو هزار بار ..

پسر همیشه تنهــــــــــــــــــــــــا

جز من کسی نشانی تو را نمی دانست اما وقتی که آمدم آن ها داشتند باز می گشتند ونگاه تو از دری که بر من باز کردی هنوز داشت بدرقه شان می کرد جز من کسی نشانی تو را نمی دانست اما وقتی که می رفتم آن ها داشتند می آمدند و نگاه تو از دری که بر من می بستی به پیشوازشان می رفت جز من کسی نشانی تو را نمی دانست اما درست آمده بودند آن ها درست می آیند باید آمد و رفت رفت .. جز من کسی دوبار اشتباه نمی کند جز من کسی هزار بار اشتباه نمی کند جز من کسی نشانی تو را نمی داند نشانی تو هزار بار ..

پسر همیشه تنهــــــــــــــــــــــــا

دلم از نام خزان مي‌لرزد زانكه من زاده‌ي تابستانم شعر من، آتش پنهان من است روز و شب شعله‌ كشد در جانم مي‌رسد سردي پاييز حيات تاب اين سيل بلاخيزم نيست. غنچه‌ام، غنچه‌ي نشكفته به كام طاقت سيلي پاييزم نيست!

پسر همیشه تنهــــــــــــــــــــــــا

دارم بتی ز جلوه دل سنگ آب کن از عکس خویش، آیینه عالی جناب کن اوراق صبر و طاقت عاشق به باد ده از یک نگاه، خانه مردم خراب کن داغی به دست خود نه و عاشق تمام سوز آتش به شاخ گل زن و بلبل کباب کن کودک مزاج ناز و به عاشق بهانه گیر رنجیده جای دیگر و با من عتاب کن داخل به بزم ناشده، نام وداع بر ننشسته، همچو عمر، به رفتن شتاب کن یک وعده نیامده را، روز وصل گوی یک بوسه نداده، به صد جا حساب کن

افسون

سلام چند روز نبودم یه سر میزدی چیزی ازت کم میشد

marjan

slm 2stm; chetoi? kheili khoob bood[قلب]

افسون

سلام یهویی میای یهویی میری چقدم.............. حتما باهام قهری